بازی های یسنایی
نازگل زندگیم: یسنا بانو امروز برات میخوام یه کمی از بازی کردنت بگم. بهم گفتی آم ام یعنی اسکوترم رو بده منم بهت دادم و بعد اسباب بازی هات رو اوردی و ریختی و شروع کردی به بازی کردن ، من دفتم تو اشپزخونه و اومدم دیدم اسکوترت رو از جعبه درآوردی و خودت رفتی تو جعبه ،حالا تند تند بهم میگی مامانی اس اس ، یعنی مامان ازم عکس بنداز منم گفتم چشم و این عکسای خوشگل رو ازت انداختم فقط فقط میتونم برای داشتنت خدای بزرگ رو شکر کردم خدایا هزاران هزار بار شکر ...




